معانی کلمه : مغرض
لغت نامه دهخدا
مغرض . [ م ُ غ َرْ رَ ] (ع ص ) تهی شده . خالی گشته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مغرض . [ م َ رِ ] (ع اِ) فرود سینه ٔ شتر و جانب شکم اسفل اضلاع . ج ، مغارض . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فرود سینه ٔ شتر و جانب شکم از زیر اضلاع . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
کسی که قصد و غرضی دارد، بدخواه و بدنفس.
فرهنگ معین
(مُ رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) با کینه و غرض .
فرهنگ فارسی
کسی که قصدوغرضی دارد، بدخواه وبدنفس
( اسم ) ۱ - کسی که غرضی شخصی دارد : [ لیک مغرض چو بر غرض آشفت غرض کور را چه آری گفت ? ] ( دهخدا . مجموعه اشعار ص ۸ ) توضیح در عربی به معنی بیزار کننده پر کننده ( کوزه آب ) ورسنده به حاجت خود آمده .
تهی شده و خالی گشته
( اسم ) ۱ - کسی که غرضی شخصی دارد : [ لیک مغرض چو بر غرض آشفت غرض کور را چه آری گفت ? ] ( دهخدا . مجموعه اشعار ص ۸ ) توضیح در عربی به معنی بیزار کننده پر کننده ( کوزه آب ) ورسنده به حاجت خود آمده .
تهی شده و خالی گشته
مترادف و متضاد
بدخواه، غرضمند، غرضورز، کینهتوز، کینهور ≠ بیغرض
mercenary (صفت)
قابل فروش، مغرض
self-interested (صفت)
مغرض
