کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : معونت کردن
تلفظ بین المللی :
/maʔvˈanat kˈardan/
تلفظ :
[ma?v'anat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
معاونت کردن
با مروت کردن
محنت زده کردن
مدون کردن
معونت
غزوه ٔ بئر معونه
بئر معونه
کنت مونت کریستو
مؤونت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
یاری کردن، کمک نمودن، امداد کردن، مدد رساندن
کلمات مرتبط
معاونت کردن
با مروت کردن
محنت زده کردن
مدون کردن
معونت
غزوه ٔ بئر معونه
بئر معونه
کنت مونت کریستو
مؤونت
نظرات