Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معصوب

تلفظ بین المللی : /mˈaʔsuːb/ تلفظ :‌ [m'a?su:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • معصوبه
  • عباس اباد معصومه
  • علی معصوم
  • محصوب
  • مصوب
  • مصوبات
  • مصوبه
  • معصب
  • معصور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معصوب. [ م َ ] ( ع ص ) سخت گرسنه.( از محیط المحیط ). || شمشیر لطیف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || سخت گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || رجل معصوب الخلق ؛ مرد نیک خلقت استوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مجدول الخلق. ( محیط المحیط ). مرد لطیف استخوان نیک خلقت استوارگوشت. ( ناظم الاطباء ). || کبش معصوب ؛ قچقار خایه برآورده. ( منتهی الارب...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - عصابه بسته . سربند بسته . ۲ - عصب آنست که لام مفاعلتن را ساکن گردانند و مفاعیلن بجای آن بنهند و مفاعیلن چون از مفاعلتن منشعب باشد آنرا معصوب خوانند .

کلمات مرتبط

  • معصوبه
  • عباس اباد معصومه
  • علی معصوم
  • محصوب
  • مصوب
  • مصوبات
  • مصوبه
  • معصب
  • معصور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات