Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معتمد

تلفظ بین المللی : /moʔtˈamed/ تلفظ :‌ [mo?t'amed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • معتمد علیه
  • معتمد عباسی
  • معتمد علی ا
  • معتمد دیوان کواری
  • معتمد الاصول
  • معتمد الشیعه فی احکام الشریعه
  • معتمد العروه الوثقی
  • مامور معتمد
  • موریس معتمد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

معتمد. [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) اعتمادکننده بر کسی . (غیاث ) (آنندراج ). || تکیه کننده . (ناظم الاطباء).

معتمد. [ م ُ ت َ م َ ]( ع ص ) اعتمادکرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مورد اعتماد،ثقه. امین. استوار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : اگر او را برانداخته آید و معتمدی از جهت خداوند در آنجا نشیند پادشاه ...

فرهنگ عمید

۱. کسی یا چیزی که به آن اعتماد کنند.
۲. کسی که مورد اعتماد واقع گردیده و کاری به او سپرده شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ مِ) [ ع . ] (اِفا.) اعتمادکننده .

(مُ تَ مَ) [ ع . ] (اِمف .) کسی که مورد اعتماد است .

(مُ تَ مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) کسی که مورد اعتماد است .
(مُ تَ مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) اعتمادکننده .

فرهنگ فارسی

احمد بن المتوکل پانزدهمین خلیفه عباسی . از ۲۵۶ تا ۲۷۹ خلافت کرد وی معاصر با یعقوب لیث صفاری بوده است.
( اسم ) اعتماد کننده بر کسی جمع : معتمدین

دانشنامه عمومی

معتمد (خلیفه). ابوالعباس محمد معتمد یا احمد معتمد علی الله پانزدهمین خلیفه عباسی در بغداد بود که از سال ۲۵۶ تا ۲۷۹ هجری قمری (سال ۸۷۰ تا ۸۹۲ میلادی) در سرزمین های اسلامی فرمان راند. او پسر بزرگ متوکل بود که هنوز زنده بود؛ وی ۲۳ سال خلافت کرد. در زمان وی، سردار ترک، موسی بن بغا نفوذ بسیاری در حکومت یافت. معتمد، در این زمان در امور سیاسی دخالت نمی کرد، و فرماندهی سپاه و حفظ حدود و تعیین وزیران را ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: moetame(a)d) (عربی) مورد اعتماد ؛ (در اعلام) ابوالعباس احمدبن جعفرالمعتمد علی الله پانزدهمین خلیفه‌ی عباسی .

اسم: معتمد (پسر) (عربی) (تلفظ: moetame (a) d) (فارسی: معتمد) (انگلیسی: moetamed) معنی: اعتماد کننده، مورد اعتماد، ( اَعلام ) لقب ابوالعباس احمد، خلیفه ی عباسی [، قمری] که در زمان او قدرت در دست برادرش موفق بود، در آن دوران یعقوب لیث طاهریان را برانداخت ولی خود در لشکر کشی به ب...

مترادف و متضاد

استوار، استوان، امین، بااعتبار، درستکار، موتمن، متکی، محرم، مستند، مطمئن، معتبر، موثق، واثق ≠ غیرمعتمد، ناموثق

reliable (صفت)راز دار، موثق، معتبر، قابل اعتماد، موتمن، قابل اطمینان، معتمد، قابل اتکا، مورد اطمینانfiducial (صفت)امانتی، ثابت، اعتمادی، وابسته به امین ترکه، معتمدtrustful (صفت)اطمینان، اعتماد، معتمد...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] پانزدهمین خلیفه عباسی “ابوالعباس احمدبن متوکل” ملقب به «المعتمد باالله» در سال 231 هـ.ق از ام ولدی به نام «فتیان» متولد شد.محققان، عصر دوم عباسی (که از سال 232 هـ.ق آغاز می شود و تا سال 334 هـ. ادامه می یابد) را دوران ضعف خلافت عباسی و از بین رفتن تدریجی هیبت آن می دانند.در این زمان با نفوذ ترکان در دستگاه حکومتی و در اختیار گرفتن امور قدرت خلفا به شدت کاهش یافت. حکومتهای مستقلی ا...

کلمات مرتبط

  • معتمد علیه
  • معتمد عباسی
  • معتمد علی ا
  • معتمد دیوان کواری
  • معتمد الاصول
  • معتمد الشیعه فی احکام الشریعه
  • معتمد العروه الوثقی
  • مامور معتمد
  • موریس معتمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات