معانی کلمه : معتمد علیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مورد اعتماد، قابل اطمینان.
فرهنگ فارسی
کسی که مورد اعتماد است : استوار ( برای مذکر آید ) : ....تا باوج اردات برسید و مقرب حضرت ومشارالیه و معتمدت علیه گشت .
آنکه بر وی در چیزی اعتماد می کنند صادق و امین و با دیانت و درست است .
آنکه بر وی در چیزی اعتماد می کنند صادق و امین و با دیانت و درست است .
