معانی کلمه : معاودت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بازگشتن، برگشتن.
فرهنگ معین
(مُ وَ دَ ) [ ع . معاودة ] (مص ل . ) رجعت ، بازگشت .
فرهنگ فارسی
بازگشتن، برگشتن
۱ - ( مصدر ) بازگشتن عود کردن . ۲- ( اسم ) بازگشت عود .
۱ - ( مصدر ) بازگشتن عود کردن . ۲- ( اسم ) بازگشت عود .
مترادف و متضاد
بازگشتن، مراجعت کردن
برگشت، عودت، بازگشت، رجعت، عود، مراجعت ≠ عزیمت
۱. برگشت، عودت، بازگشت، رجعت، عود، مراجعت
۲. بازگشتن، مراجعت کردن ≠ عزیمت
