معاونت. [ م ُ وَ / وِ ن َ ] ( از ع ، اِمص ) دستگیری و مددگاری و یاوری. ( ناظم الاطباء ). یاری. یاریگری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : مرغان به معاونت... او قویدل گشتند. ( کلیله و دمنه ).در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و به معاونت و مظاهرت محتاج نگشت. ( کلیله و دمنه ). اگر زن حجام بر فساد و ناشایست تحریض و معاونت روانداشتی مثله نشدی. ( کلیله و دمنه ). سلام و خدمت دوستدار به مجلس اسمی... فرماید رسان...
فرهنگ عمید
به یکدیگر کمک کردن، یاری کردن.
فرهنگ فارسی
به یکدیگرکمک کردن، یاری کردن ۱ - ( مصدر ) یاری دادن کمک کردن . ۲- ( اسم ) یاری کمک . ۳ - مقام شخصی که در و زارت خانه یا اداره بلافاصله پس از و زیر یا رئیس است .