Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطجن

تلفظ بین المللی : /mˈatdʒan/ تلفظ :‌ [m'atdZan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوکالیپتوس مجنون
  • عنب الثعلب مجنن
  • لوی المنجنون
  • لیلی و مجنون
  • مجن
  • مجنب
  • مجنبه
  • مجنح
  • مجنز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مطجن. [ م ُ طَج ْ ج َ] ( ع ص ) بریان کرده در تابه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ): و لایأکل علیه طعاماً حامضاً، بل یشرب علیه الشرب و یأکل امراق المطجنات و اسفیدباجات. ( ابن البیطار ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مطنجن شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) بریان کرده در تابه . ۲ - ( اسم ) خوراکی است : طریق. تهیه بزغالهای شیرخواره را گیرند و پس از ذبح پوست کنند و سپس کاملا بشویند ومفاصل آنرا قطع کنند . آنگاه در سر که بجوشانند و سپس در کناری گذارند تا آب آن کشیده شود . آنگاه در شیرج ( روغن کنجد ) تازه پزند و در آن گشنیز خشک و زیره و دارچین - که همه را کوبیده و نرم کرده باشند - داخل کنند و سپس از دیگ بر گیرند و در آب نمک مانده قرار دهند . آ...

کلمات مرتبط

  • اوکالیپتوس مجنون
  • عنب الثعلب مجنن
  • لوی المنجنون
  • لیلی و مجنون
  • مجن
  • مجنب
  • مجنبه
  • مجنح
  • مجنز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات