Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مضمحل کردن

تلفظ بین المللی : /mozmˈahel kˈardan/ تلفظ :‌ [mozm'ahel k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • محل کردن
  • تعیین محل کردن
  • ترک کردن محل
  • مضمحل
  • مضمحل شدن
  • ممحل
  • متمحل
  • مدمحل
  • مضحل
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

نابود کردن، نیست کردن، ازمیان بردن، تباه کردن

متلاشی کردن، منقرض کردن، سرکوب کردن، منکوب کردن

۱. نابود کردن، نیست کردن، ازمیان بردن، تباه کردن
۲. متلاشی کردن، منقرض کردن، سرکوب کردن، منکوب کردن

overthrow (فعل)برانداختن، بهم زدن، منقرض کردن، سرنگون کردن، مضمحل کردنoverset (فعل)زینت دادن، بر هم زدن، شلوغ کردن، زیاد بار کردن، واژگون ساختن، سرنگون کردن، مضمحل کردنoverturn (فعل)...

کلمات مرتبط

  • محل کردن
  • تعیین محل کردن
  • ترک کردن محل
  • مضمحل
  • مضمحل شدن
  • ممحل
  • متمحل
  • مدمحل
  • مضحل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات