کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مضرم
تلفظ بین المللی :
/mˈozerˌam/
تلفظ :
[m'ozeR,am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو محرم
ذو مرمر
رونوشت محرمانه
ایوان تخت مرمر
کاخ مرمر
مبرم
مبرمان
مترمل
مترمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مضرم. [ م ُ رَ ] ( ع ص ) افروخته شده. ( ناظم الاطباء ). برافروخته و روشن شده.( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به اضرام و تضریم شود.
فرهنگ فارسی
افروخته شده بر افروخته و روشن شده
کلمات مرتبط
ذو محرم
ذو مرمر
رونوشت محرمانه
ایوان تخت مرمر
کاخ مرمر
مبرم
مبرمان
مترمل
مترمی
نظرات