مضاحک. [ م َ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مضحکة. ( یادداشت مؤلف ). سخنان خنده آور. لطیفه ها و بذله ها : چنان باید محاکی باشی و بسیار حکایت های مضاحک و سخن مسکته و نوادرهای بدیع یاد داری. ( قابوسنامه چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 204 ).مقالت های حکمت باز کرده سخنهای مضاحک ساز کرده.نظامی.آخر ختم بر مضاحکی چند و هزلیات کنم تا متصفحان این کتاب را چون از جد آن و حکایت بزرگان ملال گیرد بدان تفرجی کنند. ( راحةالصدور...
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مضحکه سخنان خنده آور لطیفه ها بذله ها : و آخر ختم بر مضاحکی چندو هزلیات کنم تا متصفحان این کتاب را چون از جد آن و حکایت بزرگان ملال گیرد بدان تفرجی کنند .