معانی کلمه : مصون ماندن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) محفوظ ماندن : اگر چه ما از وقع صولت او در وقای. تحرز حالی را مصون میمانیم و ایزد تعالی دید. دلهای ما را بکحل بیداری و هشیاری روشن میدارد ....
مترادف و متضاد
درامانماندن، محفوظ ماندن، ایمن بودن

درامانماندن، محفوظ ماندن، ایمن بودن