معانی کلمه : مصانع
لغت نامه دهخدا
مصانع. [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) کسی که آسان فرامی گیرد کاری را و چیزی را. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
مصنع#NAME?
= مصنع
فرهنگ معین
(مَ نِ ) [ ع . ] (اِ. ) جَ مصنع و مصنعه . ۱ - جاهایی که باران در آن جمع شود، آبگیرها. ۲ - دیه ها. ۳ - قلعه ها، قصرها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مصنع مصنعه : ۱ - جاهایی که آب باران در آنها جمع شود آبگیرها : ... و اضعاف آن بر عمارت مساجد و معابد و اربطه و مدارس و قناطر ومصانع و مزارات متبرک و بقاع خیر صرف کرده است . ۲- دیه ها قری . ۳ - قلعه ها قصرها .
کسی که آسان فرا می گیرد کاری را و چیزی را . جمع مصانعه .
کسی که آسان فرا می گیرد کاری را و چیزی را . جمع مصانعه .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَصَانِعَ: قلعههای محکم - قصرهای استوار - ساختمانهای عالی (جمع مصنع)
ریشه کلمه:
صنع (۲۰ بار)
«مصانع» جمع «مصنع» به معنای مکان و ساختمان مجلل و محکم است.
ریشه کلمه:
صنع (۲۰ بار)
«مصانع» جمع «مصنع» به معنای مکان و ساختمان مجلل و محکم است.
wikialkb: مَصَانِع
