Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مانع داشتن

تلفظ بین المللی : /mˈɑneʔ dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [m'Ane? d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • هانه مانه داشتن
  • مانع
  • مانع امدن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
  • مانع انعقاد خون
  • مانع ایجاد لطمه بزندگی
  • مانع بروز مرض
  • مانع جلو راهایجاد کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مانع داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مواجه با اشکال بودن. سد و بند بر سر راه داشتن. مجاز نبودن. اشکال داشتن : مانعی ندارد ( در تداول فارسی معاصر )؛ اشکالی ندارد. عیبی ندارد. مجاز است.

فرهنگ فارسی

مواجه با اشکال بودن سد و بند بر سر راه داشتن

مترادف و متضاد

۱. ایرادداشتن، اشکال داشتن، مشکل داشتن
۲. محظوریت داشتن


کلمات مرتبط

  • هانه مانه داشتن
  • مانع
  • مانع امدن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
  • مانع انعقاد خون
  • مانع ایجاد لطمه بزندگی
  • مانع بروز مرض
  • مانع جلو راهایجاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات