کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مصادره-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مصادره کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌosɑdˈereː kˈardan/
تلفظ :
[m,osAd'eRe: k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مبادرت کردن
مبادله کردن
ماده کردن
مجادله کردن
اقدام یا مبادرت کردن به
با تهور مبادرت کردن
با ماده رنگی رنگ کردن
مادری کردن
مبادرت بکار دلیرانه کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تاوان گرفتن جریمه کردن ۲ - مطالبه کردن مواخذه کردن : احسان پادشاه آنست که بر مردم بهانه نگیرد و منقصتها نجویند و مصادره نکنند ...
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ضبط کردن، گرفتن (دارایی و اموال)، تاوانگرفتن، مطالبه کردن، جریمه گرفتن
requisition (فعل)مصادره کردن، درخواست رسمی کردنconfiscate (فعل)توقیف کردن، غصب کردن، ضبط کردن، مصادره کردنseize (فعل)درک کردن، توقیف کردن، غصب کردن، ضبط کردن، مبتلا کردن، قاپیدن، مصادره کردن، تصاحب کردن، به تصرف درآوردن، دچار حمله شدنescheat (فعل)مصادره کردنsequester (فعل)جدا کردن، توقیف کردن، مصادره کردنexpropriate (فعل...
کلمات مرتبط
مبادرت کردن
مبادله کردن
ماده کردن
مجادله کردن
اقدام یا مبادرت کردن به
با تهور مبادرت کردن
با ماده رنگی رنگ کردن
مادری کردن
مبادرت بکار دلیرانه کردن
نظرات