معانی کلمه : مبادله کردن
لغت نامه دهخدا
مبادله کردن. [ م ُ دَ / دِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی به کسی دادن و به جای آن چیز دیگر گرفتن و معاوضه کردن. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح بانکی ) تبدیل کردن پول رایج کشوری را با پول رایج دیگر. و رجوع به مبادله و مبادلة شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - معاوضه کردن چیزی را . ۲ - تبدیل کردن وجه رایج کشور دیگر .
مترادف و متضاد
ردوبدل کردن
تعویض کردن، عوض کردن، تبدیل کردن
۱. ردوبدل کردن
۲. تعویض کردن، عوض کردن، تبدیل کردن
