مشکدانه . [ م ُ / م ِ ن َ /ن ِ ] (اِ مرکب ) دانه ای خوشبو که سوراخ کرده زنان درهار یعنی گردن بند کشند. (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از جهانگیری ). دانه ای باشد خوشبوی که آن را سوراخ کنند و برشته کشند. (برهان ) (ناظم الاطباء). دانه های خطمی معطر که سیاه رنگ و به اندازه ٔ عدسی است و بسیار خوشبو میباشد. (فرهنگ فارسی معین ). حبةالمسک . (یادداشت مؤلف ) : آن خال چو مشکدانه چونست آن چشمک آهوانه چونست ....
فرهنگ معین
( ~. نِ) (اِ.) بیست دومین و به روایتی دهمین لحن از سی لحن باربد.