کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مشمول کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈaʃmuːl kˈardan/
تلفظ :
[m'aSmu:l k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشمول نظام کردن
مشغول کردن
معمول کردن
مامور کردن
متحول کردن
مبذول کردن
مأمور کردن
مشمول
مشمول شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
implicate
(فعل)
دلالت کردن بر، گرفتار کردن، بهم پیچیدن، مستلزم بودن، مشمول کردن
کلمات مرتبط
مشمول نظام کردن
مشغول کردن
معمول کردن
مامور کردن
متحول کردن
مبذول کردن
مأمور کردن
مشمول
مشمول شدن
نظرات