Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشمعه

تلفظ بین المللی : /mˌoʃammˈaʔeː/ تلفظ :‌ [m,oSamm'a?e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مجمعه
  • مجمعه پوش
  • مشرعه
  • مشمشه
  • مشمع
  • مشمعل
  • مشمعله
  • مشمله
  • مشمّع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشمعة. [ م ِم َ ع َ ] (ع اِ) شمعدان . ج ، مشامع. (ناظم الاطباء).

مشمعة. [ م َم َ ع َ ] (ع مص ) بازی و مزاح کردن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بازی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). بازی . (مهذب الاسماء). شمع شمعاً و شموعاً ومشمعة. و رجوع به شمع شود. (ناظم الاطباء). || پریشان و متفرق شدن چیزی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ...

فرهنگ فارسی

شمعدان جمع مشامع

کلمات مرتبط

  • مجمعه
  • مجمعه پوش
  • مشرعه
  • مشمشه
  • مشمع
  • مشمعل
  • مشمعله
  • مشمله
  • مشمّع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات