کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مشق کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈaʃq1 kˈardan/
تلفظ :
[m'aSq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشت بیضه کردن
مشت کردن
مشی کردن
با مشت حمله کردن
مشت بازی کردن
مشتق کردن
مشه کردن
مشت کسی را باز کردن
مشق
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. تمرین کردن
۲. تکرار کردن
۳. ورزش کردن
۴. تکلیف نوشتن، مشق نوشتن
کلمات مرتبط
مشت بیضه کردن
مشت کردن
مشی کردن
با مشت حمله کردن
مشت بازی کردن
مشتق کردن
مشه کردن
مشت کسی را باز کردن
مشق
نظرات