کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مشت کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈoʃt kˈardan/
تلفظ :
[m'oSt k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مشت بیضه کردن
با مشت حمله کردن
مشت بازی کردن
مشت کسی را باز کردن
مات کردن
مست کردن
مشی کردن
شاه مات کردن
علا مت سفید کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مشت کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، به مشت برگرفتن : نخودچیها را مشت کرد ریخت به جیبش. ( ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || با مشت چیزی را پیمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مشت شود.
فرهنگ فارسی
در تداول بمشت بر گرفتن با مشت چیزی را پیمودن
کلمات مرتبط
مشت بیضه کردن
با مشت حمله کردن
مشت بازی کردن
مشت کسی را باز کردن
مات کردن
مست کردن
مشی کردن
شاه مات کردن
علا مت سفید کردن
نظرات