Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشفق کرمانشاهی

تلفظ بین المللی : /mˈoʃfeq1 kˌermɑnʃˈɑhi/ تلفظ :‌ [m'oSfeq1 k,eRmAnS'Ahi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مشفق
  • مشفق استرابادی
  • مشفق شیرازی
  • مشفق کاشانی
  • مشفق میکاییل
  • مشفق همدانی ربیع
  • مشفق کاظمی مرتضی
  • مشفق حسین اف
  • مشفق حسینوف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشفق کرمانشاهی. [ م ُ ف ِ ق ِ ک ِ ] ( اِخ ) نامش پیر مرادبیک و اصلش از زنگنه و در جوانی ملازم زندیه و در پیری مربی فرزندان امرای شهر شیراز بود. وی را دیده بودم. معقولیتی داشت و از صحبت فضلا و شعرا مشعوف میگشت. بر اشعار حافظ نثری شرح وار می نوشت که مطبوع اماجد نیفتاد. میرزا حیدرعلی نام فرزندش از معارف بود. غالباً عاملی و چاکری میکرد. باری این چند بیت از اوست :عشقبازی بود از روز ازل پیشه ماخوشتر است...

فرهنگ فارسی

نامش پیر مراد بیک و اصلش از زنگنه و در جوانی ملازم زندیه و در پیری مربی فرزندان امرای شهر شیراز بود .

کلمات مرتبط

  • مشفق
  • مشفق استرابادی
  • مشفق شیرازی
  • مشفق کاشانی
  • مشفق میکاییل
  • مشفق همدانی ربیع
  • مشفق کاظمی مرتضی
  • مشفق حسین اف
  • مشفق حسینوف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات