مشعل . [ م ُ ع َ ] (ع ص ) افروخته شده . (ناظم الاطباء). || سریع و تند وخشمگین : جاء فلان کالحریق المشعل ؛ ای مسرعاً غضبان . (اقرب الموارد). و رجوع به مدخل قبل معنی دوم شود.
مشعل . [ م ُع ِ ] (ع ص ) پراکنده به هر جهتی . (منتهی الارب ). و هرچیز پراکنده به هر جهتی : جراد مشعل ؛ ملخهای متفرق وپراکنده . یقال : جاؤوا کالجراد المشعل . (ناظم الاطباء) (از اقرب الم...
مَشْعَل (facula)مَشْعَلدر اخترشناسی، ساختارهایِ دانه ایِ درخشان در رویۀ خورشید. اندکی گرم تر یا سردتر از نورسپهرِ اطراف اند. هر لَکِ خورشیدی معمولاً یک مشعلِ وابسته دارد؛ با این حال ممکن است موجودیتی مستقل از لک ها داشته باشد. مشعل ها در نزدیکیِ لبه یا کنارۀ ظاهریِ خورشید معمولاً سفید و درخشان اند، زیرا در آن جا، پس زمینۀ نورسپهری نسبت به نواحیِ مرکزِ قرصِ خورشید فروغ کمتری دارد. دنبالۀ مشعل ها تا...
فرهنگ فارسی
مشعله: قندیل، چراغدان، مشاعل جمع (اسم ) ۱ - قندیل بزرگ و مشبک و پایهدار که شبها در جلو پادشاهان و امیران و یا پیشاپیش عروسان میکشیدند : چون فروزان نبود عرص. گلزار که هست بر سرچوب ز گلنار هزاران مشعل . ( وحشی ) ۲- قندیل . ۳- آلتی مرکب از دستهای چوبین یافلزی که بر راس آن مقداری کهنه و مواد قابل اشتعال گذارند روشن کنند و در تاریکی از آن استفاده نمایند . افروخته شده
دانشنامه عمومی
مشعل دستگاهی است که با ترکیب مقدار معینی هوا با سوخت در یک فضای ایمن، انرژی سوخت را به انرژی گرمایی تبدیل می کند در اثر این احتراق مقداری گاز نیز تولید می شود. این انرژی تولید شده توسط دو روش جابه جایی و تشعشع به محیط اطراف انتقال داده می شود.پروفیل شعلهٔ تولید شدهنوع سوختروش اشتعالظرفیت کاریکار اصلی مشعل ایجاد گرمایش است؛ یکی از بزرگترین استفاده های مشعل در صنعت گرمایش به عنوان موتور احتراق بویلر...
{burner} [مهندسی محیط زیست و انرژی] افزاره ای برای گیرانش سوخت یا مخلوط سوخت و هوا در اتاقک احتراق {facula} [نجوم] ناحیه ای روشن و داغ بر سطح نورسپهر که به دلیل ظهور لکه های خورشیدی در نورسپهر به وجود می آید و ظهور آن بسته به میزان فعالیت خورشید است