معانی کلمه : مشتهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خواسته؛ آرزوشده.
۲. مرغوب.
آنکه چیزی را میخواهد و آن را آرزو میکند؛ بااشتها؛ اشتهادار؛ دارای میلوشهوت.
آن که چیزی را می خواهد و آن را آرزو می کند، با اشتها، اشتهادار، دارای میل وشهوت.
۱. خواسته، آرزو شده.
۲. مرغوب.
۱. خواسته، آرزو شده.
۲. مرغوب.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) آرزومند، خواهان .
فرهنگ فارسی
خواسته و آرزوشده، مرغوب
(اسم ) ۱ - رغبت کننده بچیزی . ۲ - دارای شهوت و میل . ۳- خواهش کنند. طعام دارای اشتهائ .
(اسم ) ۱ - رغبت کننده بچیزی . ۲ - دارای شهوت و میل . ۳- خواهش کنند. طعام دارای اشتهائ .
مترادف و متضاد
appetizer (اسم)
پیش غذا، مشتهی
