کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : متهیج
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈajjedʒ/
تلفظ :
[m,oteh'ajjedZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فیلم مهیج
فیلم مهیج پرحادثه
متهاجر
متهاجی
متهایج
متهبج
متهجد
متهجر
متهجس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متهیج. [ م ُ ت َ هََ ی ْ ی ِ ] ( ع ص ) برانگیخته گردنده و جنبنده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گرد و خاک برانگیخته شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تهیج شود.
فرهنگ فارسی
برانگیخته گردنده
کلمات مرتبط
فیلم مهیج
فیلم مهیج پرحادثه
متهاجر
متهاجی
متهایج
متهبج
متهجد
متهجر
متهجس
نظرات