کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشتعل-شدن | کلماتور
معانی کلمه : مشتعل شدن
تلفظ بین المللی :
/mˌoʃtaʔelʃˈodan/
تلفظ :
[m,oSta?elS'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
متصل شدن
متصل بودن یا شدن
متعلق شدن
نزدیک یا متصل شدن
مشتعل
مشتعل بودن
مشتعل و فروزان
مشتعل کردن
شعله درخشان یا اتش مشتعل
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
شعلهورشدن، برافروختن
light (فعل)اشکار کردن، اتش زدن، مشتعل شدن، روشن کردن، برق زدن، اتش گرفتن، بچه زاییدن، اذرخش زدنignite (فعل)اتش زدن، مشتعل شدن، روشن کردن، اتش گرفتن، گیراندنbe inflamed (فعل)مشتعل شدنexplode (فعل)مشتعل شدن، ترکیدن، منفجر شدن، محترق شدن، گسترده کردن، مشتعل کردنtake fire (فعل)مشتعل شدن...
واژه نامه بختیاریکا
گُرپ ( گُپ؛ گُر ) زِیدِن
کلمات مرتبط
متصل شدن
متصل بودن یا شدن
متعلق شدن
نزدیک یا متصل شدن
مشتعل
مشتعل بودن
مشتعل و فروزان
مشتعل کردن
شعله درخشان یا اتش مشتعل
نظرات