کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متصل-شدن | کلماتور
معانی کلمه : متصل شدن
تلفظ بین المللی :
/mottˈasel ʃˈodan/
تلفظ :
[mott'asel S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متصل بودن یا شدن
نزدیک یا متصل شدن
متصف شدن
غرق شدن فرابر در موصل
مفصل سازی کامل شانه
دررفتگی مفصل شانه
مفصل شانه
متصل
متصل 1
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بهم پیوستن چسبیدن .
مترادف و متضاد
adjoin
(فعل)
مجاور بودن، افزودن، پیوستن، متصل شدن، متصل کردن، وصلت دادن، پیوسته بودن
draw on
(فعل)
نزدیک شدن، متصل شدن، باعی شدن، عهده کسی برات کشیدن
کلمات مرتبط
متصل بودن یا شدن
نزدیک یا متصل شدن
متصف شدن
غرق شدن فرابر در موصل
مفصل سازی کامل شانه
دررفتگی مفصل شانه
مفصل شانه
متصل
متصل 1
نظرات