Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسنت

تلفظ بین المللی : /mosˈennat/ تلفظ :‌ [mos'ennat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مسنته
  • سست و مست
  • زود مست
  • سیاه مست
  • سیه مست
  • شوله مست
  • عرب میش مست
  • باروز رانلد مانتگیو
  • عین المستأجر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسنت . [ م ُ ن ِ ] (ع اِمص ) سال قحط. || رجل مسنت ؛ مرد قحطرسیده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

مسنت. [ م ُ ن ِ ] ( ع اِمص ) سال قحط. || رجل مسنت ؛ مرد قحطرسیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

مسنة. [ م ُ س ِن ْ ن َ ] ( ع ص )تأنیث مسن. بزاد برآمده. ( مهذب الاسماء ). زن پیر.

فرهنگ فارسی

سال قحط

کلمات مرتبط

  • مسنته
  • سست و مست
  • زود مست
  • سیاه مست
  • سیه مست
  • شوله مست
  • عرب میش مست
  • باروز رانلد مانتگیو
  • عین المستأجر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات