کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سیه مست
تلفظ بین المللی :
/sˈijah mˈast/
تلفظ :
[s'ijah m'ast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سیاه مست
استقرار سه ستاره در خط مستقیم
سیر کننده در خط مستقیم
داگلاس سی 54 اسکای مستر
مارتین پی6ام سی مستر
اصل مبارزه با مستکبرین در سیره نبوی
خاطرات مستند سید هادی خسرو شاهی درباره علامه سید محمدحسین طباطبایی
مبارزه با مستکبرین در سیره نبوی
مستضعفان در سیره نبوی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سیه مست. [ی َه ْ م َ ] ( ص مرکب ) بدمست. بسیار مست. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). سیاه مست. طافح. رجوع به سیاه مست شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مست مست مست طافح .
بد مست و بسار مست
کلمات مرتبط
سیاه مست
استقرار سه ستاره در خط مستقیم
سیر کننده در خط مستقیم
داگلاس سی 54 اسکای مستر
مارتین پی6ام سی مستر
اصل مبارزه با مستکبرین در سیره نبوی
خاطرات مستند سید هادی خسرو شاهی درباره علامه سید محمدحسین طباطبایی
مبارزه با مستکبرین در سیره نبوی
مستضعفان در سیره نبوی
نظرات