کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مسنات
تلفظ بین المللی :
/mosˈennɑt/
تلفظ :
[mos'ennAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
محسنات
مستأتن
مستأتی
مسخنات
مسرات
مسمات
مسنت
مسنته
مغناتنگش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مسنات .
[ م ُ س َن ْ نا ] (ع اِ) مسناة. رجوع به مسناة شود.
مسنات.[ م ُ س َن ْ نا ] ( ع اِ ) مسناة. رجوع به مسناة شود.مسناة. [ م ُ س َن ْ نا ] ( ع اِ ) بندآب از پهلوی جوی. ( دهار ). بندآب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بندروغ. سد. ( ناظم الاطباء ). چمن بند. بندآب از چمن. کناره آب. ( زمخشری ). سیل گردان بند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). ضفیره. ( نشوء اللغة ). ج ،...
کلمات مرتبط
محسنات
مستأتن
مستأتی
مسخنات
مسرات
مسمات
مسنت
مسنته
مغناتنگش
نظرات