Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مسفری

تلفظ بین المللی : /masfˈari/ تلفظ :‌ [masf'aRi]
لغت نامه دهخدا
  • زاد المسافرین
  • اگر شبی از شب های زمستان مسافری
  • علی مسفیوی
  • عمادالدین مظفری
  • قطار باری ـ مسافری
  • قلعه نو مظفری
  • کافور مظفری
  • کشتی مسافری
  • لوکوموتیو مسافری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مسفری. [ م َ ف َ ] ( اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل مرو و کشت و برز آن بر آب رود مرو است. ( حدود العالم ). قریه بزرگی است در طرف نواحی مرو از جهت خوارزم ، از این مکان به رمل میروند و نام اولیه آن هرمزفره بوده است. ( از معجم البلدان ).

کلمات مرتبط

  • زاد المسافرین
  • اگر شبی از شب های زمستان مسافری
  • علی مسفیوی
  • عمادالدین مظفری
  • قطار باری ـ مسافری
  • قلعه نو مظفری
  • کافور مظفری
  • کشتی مسافری
  • لوکوموتیو مسافری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات