Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مسعاه

تلفظ بین المللی : /masʔˈɑh/ تلفظ :‌ [mas?'Ah]
لغت نامه دهخدا
  • متعاهد
  • مساهلت
  • مساهله
  • مساهم
  • مساهمت
  • مستأهل
  • مسعده
  • مسواه
  • معاهد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مسعاة. [م َ ] (ع اِ) بزرگی و بلندی . (منتهی الارب ). مکرمت . (اقرب الموارد). || نهایت مرد در انواع مجدو شرف . (منتهی الارب ). معلاة در انواع مجد. (از اقرب الموارد). ج ، مساعی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

( مسعاة ) مسعاة. [م َ ] ( ع اِ ) بزرگی و بلندی. ( منتهی الارب ). مکرمت. ( اقرب الموارد ). || نهایت مرد در انواع مجدو شرف. ( منتهی الارب ). معلاة در ان...

کلمات مرتبط

  • متعاهد
  • مساهلت
  • مساهله
  • مساهم
  • مساهمت
  • مستأهل
  • مسعده
  • مسواه
  • معاهد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات