Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مساهله

تلفظ بین المللی : /masˈɑhelˌeː/ تلفظ :‌ [mas'Ahel,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مباهله
  • مساله
  • مساهلت
  • مسأله اموز
  • مسأله گو
  • مسأله گویی
  • مسهله
  • مباهله کردن
  • مسئله، مساله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مساهلة. [ م ُ هََ ل َ ] (ع مص ) مساهلت . مساهله . آسانی کردن با کسی . (منتهی الارب ). با کسی آسان فراگرفتن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). نرم کردن و آسان گرفتن با کسی . (اقرب الموارد). سهل انگاری کردن . سهل گرفتن . آسان گرفتن . و رجوع به مساهلت شود.
- مساهله کردن ؛ مدارا کردن . اغماض کردن . تساهل کردن .

فرهنگ عمید

۱. = مساهلت
۲. سهل انگاری.

فرهنگ فارسی

مساهلت : مساهله و اهمال از حد اعتدال گذرانید .

کلمات مرتبط

  • مباهله
  • مساله
  • مساهلت
  • مسأله اموز
  • مسأله گو
  • مسأله گویی
  • مسهله
  • مباهله کردن
  • مسئله، مساله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات