Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مسطار

تلفظ بین المللی : /mastˈɑr/ تلفظ :‌ [mast'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مسطاره
  • مسار
  • مسارات
  • مسارب
  • مسارعت
  • مسارعت نمودن
  • مساره
  • مسبار
  • مستار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مسطار. [ م ِ / م ُ ] ( ع اِ ) نوعی از می که خورنده را بر زمین افکند یا شراب ترش یا شراب تلخ و مُرّ یا شراب نوساخته. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شراب به دست افشرده زود مست کننده. ( الفاظ الادویه ). خمر نارسیده.( فهرست مخزن الادویه ). شرابی که شش ماه بر آن نگذشته باشد یا شراب ترش شده. ( از بحر الجواهر ). نوعی از شراب که به ترشی زند. ( صحاح ). شرابی که در وی ترشی باشد. ( دهار ). برخی خمر ...

فرهنگ فارسی

نوعی می که خورنده را بر زمین افکند

کلمات مرتبط

  • مسطاره
  • مسار
  • مسارات
  • مسارب
  • مسارعت
  • مسارعت نمودن
  • مساره
  • مسبار
  • مستار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات