Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستار

تلفظ بین المللی : /mastˈɑr/ تلفظ :‌ [mast'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • بنی مستار
  • مستأرب
  • مستأرض
  • مستأرضه
  • هیش مستارم
  • مستارم
  • یان مستارت
  • سادات مختاریه
  • اولد دادا مختار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

مستار. [ م ُ ](اِ) مسطار. مصطار. شرابی که از غایت قوت خورنده رابه زمین اندازد. (انجمن آرا) (آنندراج ). خمر نارسیده . (مخزن الادویه ). شراب تازه و ترش . (ناظم الاطباء).

مستار. [ م َ ] (اِ) مشتار. (برهان ). گیاهی است دوائی که بوی خوش دارد و در غایت تلخی و آن را مروه نیز گویند. (جهانگیری ). گیاهی است دوائی و بوی خوشی دارد و در غایت تلخی هم هست و آن را مرو گوی...

فرهنگ فارسی

افسنتین
(اسم ) مرماخوز : اگر خواهی زتب زنهار زنهار کفی از داروی مستار دست آر. ( محمود تانیسری )
خمر نارسیده

دانشنامه عمومی

مِسْتاْر:(mestar) در گویش گنابادی یعنی عاشق ، چشم کور و چشم بسته به خواسته دل


کلمات مرتبط

  • بنی مستار
  • مستأرب
  • مستأرض
  • مستأرضه
  • هیش مستارم
  • مستارم
  • یان مستارت
  • سادات مختاریه
  • اولد دادا مختار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات