کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستیمند
تلفظ بین المللی :
/mastˈimand/
تلفظ :
[mast'imand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مستمند
مستمندی
مستمندانه
مستومند
مستیمن
خانه علیرضا مستمندی
مستمندی اصحاب صفه
علی میمندی
فیلم مستند
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستیمند. [ م ُ م َ ] ( ص مرکب ) پای بندشده و مقیدشده. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
مستمند
مستمندی
مستمندانه
مستومند
مستیمن
خانه علیرضا مستمندی
مستمندی اصحاب صفه
علی میمندی
فیلم مستند
نظرات