Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستمند

تلفظ بین المللی : /mˈostmand/ تلفظ :‌ [m'ostmand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مستمندی
  • مستمندانه
  • خانه علیرضا مستمندی
  • مستمندی اصحاب صفه
  • فیلم مستند
  • مستبند
  • مستعند
  • مستمد
  • مستند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مستمند. [ م ُ م َ ] ( ص مرکب )غمین و اندوهناک. ( جهانگیری ). صاحب غم و رنج و محنت و اندوه. چه مست به معنی غم و اندوه و مند به معنی صاحب و خداوند باشد. ( برهان ). اندوهگین. غمگین. ( غیاث ). مستومند. زار. ملول. پریشان. غمنده : به چشم آمدش هوم خود با کمندنوان بر لب آب بر مستمند.فردوسی.اگر مستمندند اگر شادمان شدم درگمان از بد بدگمان.فردوسی.جز او را مدان کردگار بلندکزو شادمانیم و زو مستمند.فردوسی.گرمست...

فرهنگ عمید

۱. بینوا، بیچاره.
۲. [قدیمی] اندوهگین، گله مند.

فرهنگ معین

(مُ مَ ) [ په . ] (اِمف . ) بینوا، بیچاره .

فرهنگ فارسی

بینوا، بیچاره، اندوهگین، گله مند
( صفت ) ۱- گله مند شاکی . ۲- غمگین اندوهناک : امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی برمستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا. ( دیوان کبیر ) ۳ - تهیدست فقیر .

گویش اصفهانی

تکیه ای: nadâr
طاری: faqir
طامه ای: nadâr / zayif
طرقی: feqir
کشه ای: faqir
نطنزی: nadâr

مترادف و متضاد

بدبخت، بیچاره، بی‌نوا، فقیر، تهی‌دست، محتاج، مفلس، نیازمند ≠ دارا، منعم

۱. بدبخت، بیچاره، بینوا، فقیر، تهیدست، محتاج، مفلس، نیازمند ≠ دارا، منعم
۲. گلهمند، شاکی
۳. غمگین، غمناک، اندوهناک

poor (صفت)ناسازگار، فرومایه، پست، غریب، بی پول، محتاج، فقیر، بی چاره، فرومانده، نا مرغوب، بی نوا، معدود، ناچیز، دون، لات، مستمند، ضعیف الحالneedy (صفت)محتاج، فقیر، نیازمند، مستمندunhappy (ص...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فقر در لغت در معنای نیاز و تهی دستی به کار رفته است. به فردی که فقر دارد، مستمند و تهی دست اطلاق می شود.بدان که ضد غنا، فقر است. و آن بر دو قسم است:← فقر حقیقیهمچنان که دل حریص، مشغول محبت آن است. و هر چه دل را مشغول کند حجابی است میان بنده و خدا. و لیکن دل مشغول به بغض دنیا بهتر است از دل مشغول به حب آن. و دوم، مثل کسی است که: بر خلاف راه مقصود برود و از مقصود غافل باشد. و اول، چون کسی...

واژه نامه بختیاریکا

دست نِیَر

کلمات مرتبط

  • مستمندی
  • مستمندانه
  • خانه علیرضا مستمندی
  • مستمندی اصحاب صفه
  • فیلم مستند
  • مستبند
  • مستعند
  • مستمد
  • مستند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات