معنی کلمه : مستولده
لغت نامه دهخدا
مستولدة. [ م ُ ت َ ل ِ دَ ] (ع ص ) تأنیث مستولد. رجوع به مستولد شود. || در اصطلاح فقهی ، زنی که فرزندی بزاید خواه به ملک «نکاح » باشد یا به ملک «یمین ». (از تعریفات جرجانی ).

مستولدة. [ م ُ ت َ ل ِ دَ ] (ع ص ) تأنیث مستولد. رجوع به مستولد شود. || در اصطلاح فقهی ، زنی که فرزندی بزاید خواه به ملک «نکاح » باشد یا به ملک «یمین ». (از تعریفات جرجانی ).