کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستوضح
تلفظ بین المللی :
/mostˈavzeh/
تلفظ :
[most'avzeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مستوحش
مستوحش شدن
متوضح
مستضح
مستنضح
مستوحشه
مستوحل
مستوضع
مستوضم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستوضح. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) دست بالای چشم نهاده نگرنده ٔچیزی تا دیده شود. || آشکار کردن خواهنده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || راوی و مورخ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استیضاح شود.
کلمات مرتبط
مستوحش
مستوحش شدن
متوضح
مستضح
مستنضح
مستوحشه
مستوحل
مستوضع
مستوضم
نظرات