Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستوحش

تلفظ بین المللی : /mastˈuːhaʃ/ تلفظ :‌ [mast'u:haS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مستوحش شدن
  • مستوحشه
  • متوحش
  • متوحش شدن
  • متوحش کردن
  • متوحش گونه
  • متوحشه
  • مستوحل
  • مستوشره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مستوحش. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) وحشت جوینده. ( غیاث ) ( آنندراج ). وحشت یابنده. خلاف مستأنس. ( از اقرب الموارد ). اندوهگین. ( آنندراج ).آزرده. ( زمخشری ) : گفت دانم که مستوحش آورده ای پیغام ایشان بشنو و بیا با من بگوی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 677 ). گفت چنین می نماید که خوارزمشاه مستوحش رفته است. گفتم زندگانی خداوند دراز باد به چه سبب و نه همانا که مستوحش رفته باشد که مردی سخت بخردو فرمانبردار است...

فرهنگ عمید

۱. وحشت دارنده.
۲. دلتنگ و آزرده از کسی.
۳. وحشتناک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - وحشت دارنده ترسنده جمع : مستوحشین . ۲ - وحشتناک : زن بترسید و بگریخت و بر در کوچه قومی را گفت که از فلان خانه نال. منکر مستوحش شنیدم .

مترادف و متضاد

بیمناک، ترسیده، خوفناک، مرعوب، وحشتزده


کلمات مرتبط

  • مستوحش شدن
  • مستوحشه
  • متوحش
  • متوحش شدن
  • متوحش کردن
  • متوحش گونه
  • متوحشه
  • مستوحل
  • مستوشره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات