کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متوحش کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈahheʃ kˈardan/
تلفظ :
[m,otev'ahheS k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
متحول کردن
توحش کردن
جبهه متحد کرد
متوحش
متوحش شدن
متوحش گونه
متوحد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
هراساندن، ترساندن، هراسان کردن، بهوحشت انداختن، وحشتزده کردن
frighten
(فعل)
ترساندن، بوحشت انداختن، متوحش کردن
کلمات مرتبط
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
متحول کردن
توحش کردن
جبهه متحد کرد
متوحش
متوحش شدن
متوحش گونه
متوحد
نظرات