Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستنشق

تلفظ بین المللی : /mostˈanʃeq1/ تلفظ :‌ [most'anSeq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مستنطق
  • مستنشئه
  • مستنشاء
  • مستنشد
  • مستنشط
  • مستنشی
  • مستنفق
  • مستنقا
  • مستنقذ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستنشق.[ م ُ ت َ ش ِ ] ( ع ص ) استنشاق کننده. آب و جز آن در بینی کننده. ( از منتهی الارب ). || استشمام کننده هوا. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنشاق شود.

فرهنگ عمید

استنشاق کننده.

فرهنگ معین

(مُ تَ ش ِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نفس از بینی کشنده . ۲ - آن که آب یا مایعی دیگر در بینی استنشاق کند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنکه آب یامایعی دیگر دربینی کند ۲ ٠ - نفس ازبینی کشنده جمع : مستنشقین ٠

کلمات مرتبط

  • مستنطق
  • مستنشئه
  • مستنشاء
  • مستنشد
  • مستنشط
  • مستنشی
  • مستنفق
  • مستنقا
  • مستنقذ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات