Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مستعمش

تلفظ بین المللی : /mˌostaʔˈemaʃ/ تلفظ :‌ [m,osta?'emaS]
لغت نامه دهخدا
  • مستعم
  • مستعمر
  • مستعمرات
  • مستعمره
  • مستعمره سازی
  • مستعمل
  • مستعملین
  • تشکیل مستعمره دادن
  • سیاست مستعمراتی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مستعمش . [ م ُ ت َ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استعماش . گول و احمق بشمار آمده . (اقرب الموارد). رجوع به استعماش شود.

مستعمش . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعماش . آنکه دیگری را گول و احمق بشمار آرد. (اقرب الموارد). رجوع به استعماش شود.

مستعمش. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعماش. آنکه دیگری را گول...

کلمات مرتبط

  • مستعم
  • مستعمر
  • مستعمرات
  • مستعمره
  • مستعمره سازی
  • مستعمل
  • مستعملین
  • تشکیل مستعمره دادن
  • سیاست مستعمراتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات