مستربع. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استرباع : رجل مستربع بعمله ؛ مرد شکیبا و قوی وبخودی خود به کاری ایستاده شونده. ( منتهی الارب ). || ریگ توبرتو نشسته. || غبار بلندشده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شتر قوی بر سیر. ( منتهی الارب ). رجوع به استرباع شود.