کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستحفر
تلفظ بین المللی :
/mostˈahfer/
تلفظ :
[most'ahfeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مستأفر
مستحضر
مستحفظ
مستحفظین
مستغفر
مستغفری
مستغفرین
مستفرد
مستفرغه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستحفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحفار. جوی سزاوار کندن. ( ناظم الاطباء ). جویی که وقت حفر آن فرارسیده باشد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحفار شود.
کلمات مرتبط
مستأفر
مستحضر
مستحفظ
مستحفظین
مستغفر
مستغفری
مستغفرین
مستفرد
مستفرغه
نظرات