Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستأصله

تلفظ بین المللی : /mˌostaʔsˈaleː/ تلفظ :‌ [m,osta?s'ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مستاصل
  • مستاصل شدن
  • مستأکله
  • مستاصل کردن
  • مستأصل
  • مستاکله
  • مستوصله
  • مستأصل
  • مستاله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستأصلة. [ م ُ ت َءْ ص َ ل َ ](ع ص ) مؤنث مستأصل . نعت مفعولی از مصدر استیصال : شاة مستأصلة؛ گوسپند که سرونش از بیخ برکنده شده باشد. (منتهی الارب ). رجوع به مستأصل و استیصال شود.

( مستأصلة ) مستأصلة. [ م ُ ت َءْ ص َ ل َ ]( ع ص ) مؤنث مستأصل. نعت مفعولی از مصدر استیصال : شاة مستأصلة؛ گوسپند که سرونش از بیخ برکنده شده باشد. ( منتهی الارب ). رجوع به...

فرهنگ فارسی

گوسپند که سرونش از بیخ برکنده شده

کلمات مرتبط

  • مستاصل
  • مستاصل شدن
  • مستأکله
  • مستاصل کردن
  • مستأصل
  • مستاکله
  • مستوصله
  • مستأصل
  • مستاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات