معانی کلمه : مستامن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دارای امنیت، غیر مسلمانی که وارد سرزمین اسلامی شده و دارای امنیت و مصونیت است.
فرهنگ معین
( مستأمن ) (مُ تَ مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - اعتمادکننده . ۲ - زنهار خواهنده .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - اعتمادکننده امین یابنده . ۲- زنهارخواهنده جمع : مستامنین .
در امان در آمده
در امان در آمده
