Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستامن

تلفظ بین المللی : /mastˈɑman/ تلفظ :‌ [mast'Aman]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مستأمن
  • مستأمن
  • مستأمنه
  • گریه ٔ مستانه
  • مستان
  • مستان اباد
  • مستانس
  • مستانفه
  • مستانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستأمن. [ م ُ ت َءْ م ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استئمان. اعتمادکننده. ( منتهی الارب ). || امین یابنده. ( منتهی الارب ). امین به شمارآرنده کسی را. ( اقرب الموارد ). || زنهارخواهنده. ( منتهی الارب ). امان خواهنده. ( اقرب الموارد ). زنهارخواه. زینهاری. زینهارخواه. رجوع به استئمان و استیمان شود. || هر یک از افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. ( اقرب الموارد ). کافری که در بلاد اسلام امان مطلق یافت...

فرهنگ عمید

دارای امنیت، غیر مسلمانی که وارد سرزمین اسلامی شده و دارای امنیت و مصونیت است.

فرهنگ معین

( مستأمن ) (مُ تَ مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - اعتمادکننده . ۲ - زنهار خواهنده .

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - اعتمادکننده امین یابنده . ۲- زنهارخواهنده جمع : مستامنین .
در امان در آمده

کلمات مرتبط

  • مستأمن
  • مستأمن
  • مستأمنه
  • گریه ٔ مستانه
  • مستان
  • مستان اباد
  • مستانس
  • مستانفه
  • مستانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات