Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مساق

تلفظ بین المللی : /masˈɑq1/ تلفظ :‌ [mas'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • المساق
  • مساقات
  • مساقط
  • مساقی
  • مساقاه
  • مساقطه
  • مساقیط
  • اوراق مساقات
  • رادار مراقبت تقرب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مساق. [ م َ ] ( ع مص ) مصدر میمی است از سَوق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). راندن. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به سوق شود : اِلی ربک یومئذ المساق. ( قرآن 30/75 ). در جمله مراد از مساق این سخن آن بود که چنین پادشاه بدین کتاب رغبت نمود. ( کلیله و دمنه ). || ( اِ ) جای راندن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || راه. طریق. روش : در این موضع اثبات این ابیات اگر چه نه از طرز و مساق این سیاقت است. ( جهانگشای جو...

فرهنگ عمید

۱. راندن حیوان چهار پا، گله، یا چیز دیگر.
۲. خواندن یا نوشتن.
۳. (اسم ) مضمون، محتوا.
۴. (اسم ) طریقه، روش.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (مص م . ) راندن .

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) راندن ( چارپایان گله و غیره ) سوق . یا مساق ترسل . نامه نوشتن : در اثنائ کتابت و مساق ترسل بر ارباب حرمت واصحاب حشمت نستیزد . ۲ - خواندن حدیث .

کلمات مرتبط

  • المساق
  • مساقات
  • مساقط
  • مساقی
  • مساقاه
  • مساقطه
  • مساقیط
  • اوراق مساقات
  • رادار مراقبت تقرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات