معانی کلمه : مساق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. راندن حیوان چهار پا، گله، یا چیز دیگر.
۲. خواندن یا نوشتن.
۳. (اسم ) مضمون، محتوا.
۴. (اسم ) طریقه، روش.
۲. خواندن یا نوشتن.
۳. (اسم ) مضمون، محتوا.
۴. (اسم ) طریقه، روش.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (مص م . ) راندن .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) راندن ( چارپایان گله و غیره ) سوق . یا مساق ترسل . نامه نوشتن : در اثنائ کتابت و مساق ترسل بر ارباب حرمت واصحاب حشمت نستیزد . ۲ - خواندن حدیث .
