کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مساقی | کلماتور
معانی کلمه : مساقی
تلفظ بین المللی :
/masˈɑq1i/
تلفظ :
[mas'Aq1i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مساقیط
رسید مستقیم
روان کاوی مستقیم
الصراط المستقیم
سراج المساکین
سامانۀ پاشش مستقیم
شماره گیری مستقیم
شماره گیری مستقیم از بیرون
شماره گیری مستقیم به بیرون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مساقی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَسقاة.محل آبیاری. مجاری. مسیرهای آب. مواضع ریزش آب : مساقی جویبارش به آب سافح چون سواقی سیم ساقی سیم ساق ازشراب طافح نرگس مست چون معشوق از آن بازی خفته است.( ترجمه محاسن اصفهان آوی ). و رجوع به مسقاة شود.
فرهنگ فارسی
محل آبیاری
کلمات مرتبط
مساقیط
رسید مستقیم
روان کاوی مستقیم
الصراط المستقیم
سراج المساکین
سامانۀ پاشش مستقیم
شماره گیری مستقیم
شماره گیری مستقیم از بیرون
شماره گیری مستقیم به بیرون
نظرات