معانی کلمه : مسافر جانشین
فرهنگ فارسی
شخص ثالثی که برطبق شرایط مندرج در قرارداد مسافرتی میتواند به جای مسافر اصلی از خدمات گردشگری استفاده کند
فرهنگستان زبان و ادب
{replacement of a traveller} [گردشگری و جهانگردی] شخص ثالثی که برطبق شرایط مندرج در قرارداد مسافرتی میتواند به جای مسافر اصلی از خدمات گردشگری استفاده کند
